چاپلوسي پلكاني پوشالي براي ناتوانان و بي لياقت ها

برگرفته از وبلاگ کشکول

     گردن كج ؛ قامت نيمه راست ؛ رنگ رخساره غيرعادي ؛ دروغگويي و اينها همه نشانه هايي فيزيكي و رواني از شخصيت هايي است كه با دلايلي از جمله رسيدن به مطامع ؛ رفع خلاهاي شخصيتي و گاه جاه طلبي به رفتار نكوهيده چاپلوسانه روي مي آورند .

 

     يافتن افراد چاپلوس قطعاً به سختي تلاش براي يافتن مورچه بر روي تخته سنگ سياه در شب تار نيست و هر كسي با حداقل تلاش و چشماني نافذ مي‌تواند در هر سنخ و طبقه اي از اجتماع و يا در سيستم هاي اداري از اين گونه افراد را سراغ بگيرند . چاپلوس در واقع بسان زالويي است كه بر روندهاي درست و منطبق بر اصول در اجتماع سايه افكنده و با رفتارهاي خود تا آنجا كه مي تواند به نرخ روز خون جريان دار در رگ هاي جامعه را مكيده و همواره قاعده دو دو تا چهار تا را بر هم مي‌زند . بنده نوازي فرموديد، حقير در پيشگاه حضرتعالي كاهي از كوه بيش نيستم؛ سايه عالي برسرمان مستدام باد ؛ غلام حلقه به گوشتان هستم و همه اينها جملاتي هستند كه در بسياري از آوردگاه هايي كه ما براي كسب لقمه ناني حلال و بدور از رنگ و ريا در آنجا مشغول جهاد اكبر (كسب روزي حلال براي خانواده) هستيم ، همواره از سوي افرادي براي خودنمايي و خودشيريني خطاب به كارفرما و يا متنفذين عرضه مي شود .واقعيتي كه نمي توان از آن فرار كرد اين است كه جامعه كنوني ما در شرايط فعلي از گزندهاي اين رفتار ناهنجار اجتماعي از سوي برخي افراد بوقلمون صفت !! ايمن نمانده و با وجود تلاش هاي فراوان مسوولان و مديران كه از سر دلسوزي و براي ارتقاي سيستماتيك امور مي باشد !!!! اما همواره دورِ اين قابچين ها ؛ بادمجان هايي نيز خودنمايي كرده و اغلب رشته امور را مختل مي‌كنند. چنانچه بخواهيم به اين پديده در حد بضاعت اين مقال نگاهي كلي بياندازيم بايد گفت كه مجموعه اي از عوامل منجر به پيدايش رفتارهاي چاپلوسانه و متملقانه در افراد شده كه اين عوامل هم به صفات دروني و تربيت خانوادگي افراد برگشته و هم به مجموعه عوامل محيطي و شرايط روزمره زندگي افراد به نظر مي رسد . آنچه به حوزه شخصيتي افراد متملق و چاپلوس در ساختاردهي به اينگونه رفتارهاي ناپسند مي انجامد ناشي از كمبودهايي مي باشد كه اينگونه افراد در شخصيت خود لمس مي كنند لذا فرد با چرب زباني و تملق مي خواهد ضمن سرپوش گذاري بر اين نقايص ، تا حدي آنها را ولو به صورت كذايي جبران نمايد .

     يكي ديگر از ريشه هاي اينگونه رفتارها وجود حس قدرت طلبي و جاه طلبي در افراد است كه البته اين مورد را بيشتر مي‌توان در بدنه سيستم هاي اداري مشاهده كرد. آنجا كه تلاش هاي اين افراد منفعت طلب متاسفانه به دليل چاپلوس پذيربودن برخي (بخوانيد بسياري) مديران به نتيجه مي رسد و كم ديده نشده كه اينگونه افراد حتي مناصب مهم (مثل معاون اول آقای فلان) را نيز به تصرف خود در آوردند . نكته اي كه حائز اهميت است ، ريشه رفتارهاي اينگونه افراد در تربيت خانوادگي و دوران كودكي‌شان است چرا كه بسياري از روانشناسان بر اين باورند مجيزگويي و تملق نتيجه بازگشت سرخوردگي هاي ناشي از انگيزه هاي سركوب شده دوران طفوليت مي باشد كه تلاش هاي فرد در ايام كودكي براي رسيدن به خواسته ها و اهدافش با ناكامي مواجه شده و حال كه بزرگتر شده و مجالي براي جبران يافته ، از هر دري وارد مي شود تا سرپوشي بر ناكامي هايش بگذارد و اقتدار خردشده اش را ترميم بخشد.

     صاحبنظران معتقدندكه وجودرفتارهايي همچون چاپلوسي و تملق گويي را بايد جدي گرفت . چرا كه همچون يك بيماري اپيدميك بوده و متاسفانه چون تا به حال در برخي موارد افراد چاپلوس ازرفتارهايشان به منافع و موقعيت هايي دست يافتند ، لذا بيم آن مي رود كه به يك رويه تبديل شود آنها هشدار مي‌دهند كه بايد با اين پديده خلاف شئونات اسلامي و اخلاقي از سوي مسوولان كشور و در برنامه ريزي هايي گسترده به مقابله برخاست چرا كه اگر چاپلوسي در جامعه شيوع يابد ؛ نه تنها ميان باورها و اصول اساسي مديريت گسست هايي را ايجاد مي كند (جسارتاً : كه كرده ) كه جاي بسياري ازرفتارهاي مبتني برجوانمردي ، گذشت ، نوع دوستي و شايسته سالاري را نيز خواهد گرفت (بازم جسارتاً : كه گرفته ) درپاره اي مواقع رفتار چاپلوسانه ناشي از حسادت افراد چاپلوس نسبت به ارتقا و رشد اطرافيان خود كه با شايستگي جايگاهي براي خود در بدنه اجتماعي و اداري كشور مي يابند مي باشد . آنها از اينكه ببينند همكاران خود به درجاتي از موفقيت رسيدند، موفقيت آنها را به دليل همان حس خودكم بيني و حسادتي كه دارند بر نتافته و با رفتار مملو از حالت هاي تملق آميز به عبارتي براي رسيدن به اهداف كوتاه و بلند مدت خود نوعي شورت كات يا ميانبر مي زنند . يكي از رفتارهايي كه خود به عنوان ابزاري براي رسيدن به هدف چاپلوسان مي باشد ، همان است كه در عرف جامعه ما به زيرآبي رفتن تعبير مي شود و بر اين اساس افراد چاپلوس و ناكام در راه رسيدن به هدف ، با بدگويي و ارايه مطالب و گزارش هايي خلاف واقع نسبت به رقباي موفق شان از هيچ تلاشي فروگذار نكرده و تخريب همه جانبه آنان را در دستور كارشان قرار مي دهند . نكته جالب براي از ميان برداشتن فرهنگ چاپلوسي و تملق گويي در محيط هاي كاري اين است كه بايد بين افراد شاغل يك رقابت سالم وجود داشته باشد و مدير يك مجموعه مي بايست هركس را به لحاظ توانايي، دانش و مسئوليت پذيري ارجاع كار و نزدن ازكار (كم كاري) و بر اساس شاخص‌هاي شايسته سالاري مورد توجه قرار دهد. بر اين اساس در چنين فضايي ديگر مسئله چاپلوسي جايگاهي نداشته و مطرح نيست چرا كه رقابت سالم وجود دارد و كاركنان مي توانند بهره وري سازمان را بالا برده و در امور موظف سازماني مشاركتي مطلوب داشته باشند . يكي از مؤلفه هاي مهم كه بيشتر روانشناسان بر روي آن تاكيد مي ورزند ، تشويق رفتارهاي نيك افراد مي باشد چرا كه يكي از نيازهاي غريزي انسان داشتن حس ارزش و احترام توام با محبت است و چنانچه ما در سيستم هاي اداري مان بتوانيم با افراد بر اساس حس ارزشمندي و نگاه محبت آميز برخورد كنيم مي توان ادعا كرد كه يكي از اعمال بازدارنده در برابر چاپلوسي را ايفا كرديم . نكته اينكه اين ديدگاه روانشناسان حتي در نامه حضرت علي (ع) به مالك اشتر نيز به گونه اي آمده است. آنجا كه خطاب به مالك مي فرمايد: اي مالك ! با تحسين و حق شناسي ، خويشتن را با ماموران درستكار خود مرتبط كن. اين ديدگاه اميرمؤمنان بيانگر آن است كه در تعاليم اسلامي و ديني ما رفتار چاپلوسانه و تملق آميز همواره مطرود بوده و توجه با شايسته ها يكي از فاكتورهاي اساسي مي باشد كارشناسان علوم اجتماعي نيز معتقدند پديده چاپلوسي در بدنه سيستم هاي اداري مي تواند جداي از هر عاملي با ضعف مديريت مجموعه در ايجاد يك فضاي سالم و رقابتي و شناخت و تشخيص خلاقيت ها باشد. آنها مي‌گويند چنين عملكردي از سوي مدير باعث مرگ انگيزه‌ها و حركت كاركنان به سمت و سوي رفتارهاي چرب زبانانه و تملق آميز باشد كه در صورتي كه اينگونه شود، بايد آن اداره به چشم يك بيمار اورژانسي نگريست چرا كه همچون يك بدن ناسالم ، سيستم نيز از روال روتين خود دور مي شود.

     سخن آخر اينكه كشور ما به لحاظ منابع زير زميني ، معادن و ساير مواهب الهي بسيار غني است و البته منابع انساني و استعدادهاي سرشار فرزندان اين مرز وبوم خود زبانزد و شهره عالم است . بنابراين در صورتي مي توان تلفيقي از منابع خدا دادي را براي رشد و ترقي كشورمان انجام دهيم كه راس هرم اين نعمت هاي الهي يعني نيروي انساني درست و خالص كار كند . لذا اگر در اين جامعه ما بتوانيم فاكتور نيروي انساني را به عنوان كاراكتري برتر و بر اساس روالي روتين و مناسب در جامعه در آوريم و بخصوص در نظام هاي اداري مان حق را به حقدار و شايسته ها را سالار نماييم ، قطعا انگيزه هاي چاپلوسي به حداقل ممكن مي رسد و همگان سعي دارند تا از راهش به ترقي و تعالي برسند، نه از راهكارهاي كاذب و ميانبر اجتماعي همچون چاپلوسي !!!!

پی‌نوشت:

پست فوق از وبلاگ کشکول، آقای سید عبدا... طباطبائیان همکار مطبوعاتی و خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، (ایرنا) به خاطر سنخیّت مطلب با محیط پیرامون با اجازه نویسنده محترم نقل شده است، امید که فوج فوج خوانندگان و درگیر به این یپدمی همگانی، از خواندنش لذت ببرند. یا حق