وقتي دوست بزرگوارم جناب آقاي عارف گوزلي امر نمودند كه جهت چاپ ويژه‌نامه استاد يحيي شيدا حقير هم مطلبي بنويسد، بي‌اختيار بدون اينكه بدانم چرا؟ با خود زمزمه كردم « دريغا رفت از اين دنياي فاني/ هنرمندي گرانقدر و گرامي» بي مقدمه مي‌روم سراصل  مطلب، مثل هميشه خبر كوتاه و فوري بود: «استاد يحيي شيدا درگذشت» همين و بس.

او هم به ديار باقي شتافت و در ميان ياران هم‌قطارش آرام گرفت.

اين بزرگ مرد ادبيات را من با « اودلي سؤزلر» و « ادبيات اوجاغي» اش مي‌شناختم، سپس با خواندن كتاب پرمحتوا و زيباي «خاطره‌ها و بديهه گويي‌ها» يش شيفته قلم‌ ايشان شدم. در سال‌هاي 84-83 كه ايشان به حوزه هنري تبريز آمد و شد داشت، توفيق مصاحبت با ايشان برايم حاصل گشت؛ مردي بزرگ از تبار انديشه و قلم بود. ادبيات آذربايجان و بسياري از اصحاب مطبوعات و روزنامه‌نگاران (بخصوص نسل‌هاي پيشين) وامدار تلاش‌هاي بي‌دريغ ايشان بوده‌ و هستند، استاد شيدا بازمانده نسل شاعران استاد شهريار، شيداي خدمت به فرهنگ و ادب آذربايجان بود و بالطبع خدمات فرهنگي و ادبي ايشان براي نسل‌هاي بعدي تأثيرگذار و البته هميشه ماندگار خواهد بود...