چاپلوسي پلكاني پوشالي براي ناتوانان و بي لياقت ها
گردن كج ؛ قامت نيمه راست ؛ رنگ رخساره غيرعادي ؛ دروغگويي و اينها همه نشانه هايي فيزيكي و رواني از شخصيت هايي است كه با دلايلي از جمله رسيدن به مطامع ؛ رفع خلاهاي شخصيتي و گاه جاه طلبي به رفتار نكوهيده چاپلوسانه روي مي آورند .
يافتن افراد چاپلوس قطعاً به سختي تلاش براي يافتن مورچه بر روي تخته سنگ سياه در شب تار نيست و هر كسي با حداقل تلاش و چشماني نافذ ميتواند در هر سنخ و طبقه اي از اجتماع و يا در سيستم هاي اداري از اين گونه افراد را سراغ بگيرند . چاپلوس در واقع بسان زالويي است كه بر روندهاي درست و منطبق بر اصول در اجتماع سايه افكنده و با رفتارهاي خود تا آنجا كه مي تواند به نرخ روز خون جريان دار در رگ هاي جامعه را مكيده و همواره قاعده دو دو تا چهار تا را بر هم ميزند . بنده نوازي فرموديد، حقير در پيشگاه حضرتعالي كاهي از كوه بيش نيستم؛ سايه عالي برسرمان مستدام باد ؛ غلام حلقه به گوشتان هستم و همه اينها جملاتي هستند كه در بسياري از آوردگاه هايي كه ما براي كسب لقمه ناني حلال و بدور از رنگ و ريا در آنجا مشغول جهاد اكبر (كسب روزي حلال براي خانواده) هستيم ، همواره از سوي افرادي براي خودنمايي و خودشيريني خطاب به كارفرما و يا متنفذين عرضه مي شود .واقعيتي كه نمي توان از آن فرار كرد اين است كه جامعه كنوني ما در شرايط فعلي از گزندهاي اين رفتار ناهنجار اجتماعي از سوي برخي افراد بوقلمون صفت !! ايمن نمانده و با وجود تلاش هاي فراوان مسوولان و مديران كه از سر دلسوزي و براي ارتقاي سيستماتيك امور مي باشد !!!! اما همواره دورِ اين قابچين ها ؛ بادمجان هايي نيز خودنمايي كرده و اغلب رشته امور را مختل ميكنند. چنانچه بخواهيم به اين پديده در حد بضاعت اين مقال نگاهي كلي بياندازيم بايد گفت كه مجموعه اي از عوامل منجر به پيدايش رفتارهاي چاپلوسانه و متملقانه در افراد شده كه اين عوامل هم به صفات دروني و تربيت خانوادگي افراد برگشته و هم به مجموعه عوامل محيطي و شرايط روزمره زندگي افراد به نظر مي رسد . آنچه به حوزه شخصيتي افراد متملق و چاپلوس در ساختاردهي به اينگونه رفتارهاي ناپسند مي انجامد ناشي از كمبودهايي مي باشد كه اينگونه افراد در شخصيت خود لمس مي كنند لذا فرد با چرب زباني و تملق مي خواهد ضمن سرپوش گذاري بر اين نقايص ، تا حدي آنها را ولو به صورت كذايي جبران نمايد ...
جواد کریم نژاد